فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...
این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...
نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...
نظراتتان را با گوش جان می شنوم...

شاید یکشنبه ببینمش

شنبه, ۱ آبان ۱۳۹۵، ۰۱:۴۹ ق.ظ

یکشنبه ها یه موسسه ای مستندای خوبی می ذاره و من گاهی می رم...

احتمالاً میاد...منم با دوتا از دوستام می رم و استرس رو به رویی باهاش کم می شه برام تا حدی...

بار اول که به هواش رفتم اونجا، تا از در اومد تو من یه سکته ی ناقص زدم و عین دیوونه ها بلند شدم و باهاش دست دادم...می تونم حدس بزنم قیافه م اون لحظه چقدر مضحکه و مسخره شده بود! (از یادآوریش خجالت می کشم!)

اما دستاش...بی نهایت حس خوبی داشت، نسبتاً سفت فشار داد دستمو...خنده ش...

حس می کنم اون موقع در حد یه بزغاله ی زنگوله دار تابلو شده بودم...نمی دونم توهمه یا واقعیت، اما یه بار زیر چشمی نگاهم کرد و تا نگاهش کردم نگاهشو دزدید. یه بارم موقع بحث نگاهم کرد تا نگاهش کردم بازم نگاهشو دزدید...(می دونم خیلیا می گن خزعولات محضه و توهمی بیش نیست...)

اما آرزو بر عاشقان عیب نیست!

حس خاصیه که علاقه ت رو به یه آدم هی پرورشش بدی و شاهد قد کشیدنش باشی...دارم با این حس زندگی می کنم و نمی خوام که وجهه ی منفی به خودش بگیره...دوست دارم مثبت نگهش دارم...مهم هم نیست تهش به این آدم برسم یا نه...از نتیجه گرا بودن بدم میاد.

همه ی احساسم رو تو چشمم جمع می کنم و یکشنبه بهش انتقال می دم...فقط خدا کنه بیاد!

پ.ن: اینجاس که فروغِ جان جانان می گه :"من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست."

پ.پ.ن: و همچنین هوشنگ جان ابتهاج می گه : "پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست."

پ.پ.پ.ن: خدایا مارو ناامید نکن!




موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۸/۰۱
مجسمه ی متحرک

نظرات  (۲)

۰۲ آبان ۹۵ ، ۱۸:۳۱ یه ادم معمولی..
 انچنان دوستش بدار که عشق هم لجش بگیرد
پاسخ:
اگر آنچنان هم دوستش بدارم وقتی که غرورم نمی ذاره ابراز کنم بی فایده س...چه کنم؟
۰۲ آبان ۹۵ ، ۲۲:۵۰ یه ادم معمولی..
عشق در پرده نمی ماند.
البته ابرازش هم اگه طرف مقابلت خوب نباشه کار دستت میده
پاسخ:
من بریدم...البته شاید عجولم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی