فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...
این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...
نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...
نظراتتان را با گوش جان می شنوم...

آخرین مطالب

پس از آن تصمیم بزرگ!

سه شنبه, ۴ آبان ۱۳۹۵، ۰۹:۱۹ ب.ظ

تصمیم اجرایی شد! ساعت یک رفتم تو تخت خواب، تخت خواب یک نفره ای که شاید زمانی دونفره بوده و با تبر از وسط نصفش کردن! عروسک یکی از کاراکترهای pokemon به اسم pikachu که از دیرباز داشتمش و عاشقش بودم رو بغل کردم خوابیدم. البته با بدبختی و مصیبت عظمی خوابم برد چون ساعت خوابم سه به بعده و من رسماً دو ساعت زودتر رفتم.

صبح ساعت هفت و نیم بیدار شدم. رکورد سخنرانی استادم رو گوش دادم و تکلیف یکی دیگه از درسام رو برای استادم ایمیل کردم.

از خودم خیلی راضی بودم...رویه ی خوبیه. ولی حقیقتاً دوباره اون رفیق راننده سرویسیم رفت رو مخم...

سر کلاس من هر سوال و کامنتی می دادم و دستیار استاد جواب می داد نگاهش به بغل دستی من بود و نه من! نمی دونم چرا؟!

والتر بنیامین می گه گذشته ها نگذشته، گذشته ها نمرده ن، گذشته ها نیمه جانند و می توانیم با یک نهیب زنده شون کنیم...زمان حال آینده ی گذشته س...همون آینده ای که وعده ها و آرزوها برایش داشتیم و تحقق نیافت...

زیمل می گه شهر و شهرنشینی در عین این که به فردیت می ده فردیت مارو هم نابود می کنه و ما در درون این همه تکثر و جمعیت در حال گم شدنیم و در عین حال تنهاییم و غریبه ایم...

یه استادی هم چنان درس می دهد که اقتصاد "علم" نیست، چون اقتصاد رو بدون در نظر گرفتن مناسبات قدرت نمی شود درکش کرد.

سه خط از یافته ها و آموخته های امروز ارزانی شما دوستانم! به درد دنیا و آخرتتون می خوره :) برید و فکر کنید تا رستگار شوید...

پ.ن: دارم به نقاشی خفنی که قراره خلق کنم فکر می کنم! دوست دارم جهانو به لرزه دربیارم، جوری که مونولیزارو بندازن دور تابلوی منو جاش بذارن! :))

پ.پ.ن: سعی کردم ذوب در زمان حال و "اکنونیت" بشم تا افکار مگسی نیان سراغم.

پ.پ.پ.ن: عزیز دل، امروز یکی رو توی دانشگاه دیدم که ته چهره ش شبیه تو بود و منو باز هوایی کرد...

پ.پ.پ.پ.ن: خیلی دوست دارم، توی هر شرایطی که باشم...چه زود بیدار شم و زود بخوابم، چه دیر!





موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۸/۰۴
مجسمه ی متحرک

نظرات  (۲)

فقط اینو بگم قطعا هر چی بکشی از این مونالیزای زشت بهتر میشه !!!

http://daynasor.ir
پاسخ:
بابا شاهکار زمانه ی خودش بوده مثلاً ! :)))
سلام بیا تا حرف نو بشنوی و برای همیشه دنبالم کنی!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی