فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...
این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...
نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...
نظراتتان را با گوش جان می شنوم...

آخرین مطالب

همه دنبال اون چیزی هستیم که نداریم

يكشنبه, ۹ آبان ۱۳۹۵، ۰۲:۰۲ ق.ظ
انسان زیاده خواهه؟
خیلی شنیدیم که می گن نمی شه همه چیزو باهم داشت...
داشتم شرایط خودمو در نظر می گرفتم...خوشبختانه خونواده ای دارم که همه جوره پشتم هستن و حمایتم می کنن. این که تو منبع هوش و استعداد باشی ولی توی شرایط بد باشی فایده نداره...مریم میرزاخانی که  اولین زن و اولین ایرانی برنده جایزه نوبل ریاضی شد یه خونواده ی درست حسابی پشتش بود که تونست شکوفا بشه...
البته ناگفته نماند که خیلیا در سختی ها درخشیدن و من نمونه هاشون رو به وفور دیدم و خیلیا هم خونواده ی بدبختشون جیبشون خالی می شه سر تحصیل بچه و تهش هم بچه هیچ پوخی نمی شه...
هیچی قطعی نیست و یک بعدی نیست...همیشه مجموعه عوامل هستن که یه اتفاق رو ممکن می کنن نه یک عامل.
من خودم نازپرورده بودم...مدرسه ی غیرانتفاعی رفتم، سرویس داشتم، قرمصاق نشنیده بودم، یکی به من می گفت "تو" چهار روز توی فکرش بودم و غصه می خوردم...ونک به پایین رو هم که اصلاً ندیده بودم!(هنوزم درست حسابی ندیدم) استغفرالله! من هنوزم که به مامانم می گم با یه پسره حرف زدم که بچه ی غرب تهرانه یا شرق تهران یا شهرستانه (هرکجا غیر شمال تهران) می گه اوه اوه! غرب تهرانیا فلانن! شرقیا هم بدن همشون! فلان شهرستانم همشون اونجورین!
اره...اینجوری بود که من یاد گرفتم از کسایی که غیر طبقه ی اجتماعی خودم و ساکن محله ای غیر از محله ی خودم هستن دوری کنم و همین باعث شد خیلی از حقایق رو نبینم....
و تازه با انگ "خوشی زده زیر دلت" و "دردهای ناشی از رفاه" نتونم نارضایتیم رو بیان کنم...
رفاه درد رو از بین نمی بره، دردهایی از جنس دیگه رو ایجاد می کنه...
چقدر احمقانه فکر می کنن آرمان گرایانِ گنده گو! فقر رو ریشه کن کنیم همه چی عالی می شه! نخیر! شما فقرو ریشه کن دمت هم گرم ولی دردی کم نمی شه درده تغییر شکل پیدا می کنه. رفاه دردای خودشو می طلبه.
دنبال اون چیزی هستم که ندارم...شاید نفر قبلی من که همون گالری نمایشگاه زده بود و خونواده ای کنارش نبود ولی همسری داشت که همه جوره همراهش بود و باهم سازگار بودن حسرت منو می خورد که پدر و مادرم همه جا منو ساپورت کردن و دستمو به گرمی فشردن...ولی من هم حسرت اونو می خورم که یه عشقی داره که می تونه سر روی سینه های مردونه ش بذاره و بارها ببوسش و بگه دوستت دارم...و فشار روانی منو نداره که توی گلوم مونده تا به اون کسی که احساس دارم بگم دوستت دارم...
زشت نیستم...بد ذات و خنگ و نادون و بی هنر نیستم....اما تنهایی یه جورایی همیشه با من بوده...پیشنهاد زیاد بوده، خودم نخواستم چون دلم برای هیچکدوم ریسه نرفت...
پ.ن: به نظرتون من نیازم بی جاست؟ چون خونواده ی خوبی دارم حق ابراز نیاز به جنس مخالف رو ندارم؟
پ.پ.ن: دارم کفران نعمت می کنم به قول منبری ها؟!!
پ.پ.پ.ن: دوران لوسی رو دارم می گذرونم...




موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۸/۰۹
مجسمه ی متحرک

نظرات  (۵)

۰۹ آبان ۹۵ ، ۱۴:۵۵ فرید صیدانلو
از خونوادم نمیگم اصن ولش :)
شهرستانی ام
اونم یه کوچیکش تو مازندران
انسانیت به این هاست؟
شخصیت به اینهاست؟
خواهرم خونش گیشاس از من بهتره؟ یا بدتر؟
ربطی نداره به اینا
خیلی مشکلا اون داره توتهران
خیلی هم منتو اینجا
:)
پاسخ:
شعر گونه نوشتی :))
۰۹ آبان ۹۵ ، ۲۳:۳۲ یه ادم معمولی..
فقر همه چیزو نابود میکنه ودرد فقر بیشتر از پول است.
انسانیت ملاک باشه
پاسخ:
پول هم خیلی چیزارو نابود می کنه
عجب!
چه مشکلات بزرگی!
به این فکر کردی که شاید این نظریه ت غلط باشه؟یعنی دردا تغییر شکل نمی دهند؟یعنی اون کسی که درد فقر و مشکلات رفاهی و ... را داره، همین دردهای پولدارها مثل تنهایی و ... را هم داشته باشه؟
پاسخ:
نوع درد تنهاییش فرق داره با پولداره
خخخ
چگونه آدم میتونه در مورد دردی که تجربه ش نکرده، نظر بده؟
پاسخی بس بعید بود:)
پاسخ:
دوست عزیز، بنده نگفتم من اون درد رو تجربه کردم و نیومدم شرح و بسطش بدم. گفتم نوع دردش فرق داره...نمی دونم از چه جنسیه فقط می تونم بگم دردها یک شکل نیستن!
آدم از یه سنی به بعد دیگه نمیتونه تنهایی
طبیعیه و اصلا عجیب نیست که دلت نمیخواد تنها باشی 
هزاری هم که همه چی داشته باشی...لامصب عشق که نباشه انگار هیچی نداری
اون ته ته تهش....تو اوج شادی ....وقتی اونی که باید باشه نیس غمت میشه....ربطی به پولداری و بی پولی نداره ....منتها بی پولا درداشون عمیق تر از اونیه که به این درد تنهایی اجازه بروز بده .....اون ته مها دفن میشه
پاسخ:
پاسخ خوبی دادی! تنهایی دفن می شه برای فقیران...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی