فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...
این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...
نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...
نظراتتان را با گوش جان می شنوم...

آخرین مطالب

توهین به رویاها

سه شنبه, ۱۱ آبان ۱۳۹۵، ۰۹:۱۳ ب.ظ

واقعاً زشت و تهوع آوره که وقتی آدم چیزیو درک نمی کنه و متوجه نمی شه بهش توهین کنه...

یکی از بی شرمانه ترین چیزا اینه که امید یه آدمو ناامید کنی...به رویاهاش بخندی...بگی اینا توهمه...شاید تنها چیزی که طرف داره براش زندگی می کنه و نفس می کشه همین انگیزه ش برای اون هدفه...

لحن های تمسخرآمیز و نگاه از بالای حال بهم زن رو کاشکی کنار بذاریم...اگر از رویای اون فرد خوشمون نمیاد حداقلش اینه که نکوبیمش...

مملکت ما هنوز خیلی کار داره...کسی شعورش به نقاشی و کار هنری نمی رسه...هنوز ایران دو دسته س، "مهندسا" و "پزشکا"! فقط...

اونوقت ما دلمون خوشه که داریم تو این مملکت کار فرهنگی و هنری می کنیم...

همه متاسفانه یه تفکر قالبی راجب شغل داریم که یا باید بری توی شغل دولتی یا مهندس فلان شرکت باشی یا دکتر باشی تو مطبت و همه رو هول بدیم توی این طبقه بندی های مزخرف و سخیفانه ی مبتذل...

کاش می شد یه کم فراتر رو دید...کاش می شد کثافت های ذهنیمون رو حتی برای لحظاتی پاک کنیم و جور دیگه ای به قضایا نگاه کنیم...

کاش انقدر مطمئن فکر نکنیم که فلان چیز درست است و بس...یه کم شک هم بد نیست...

من نقاشم و رشته م توی حیطه ی علوم انسانیه و حاضرم برای هنرم و عقیده م همه چیزم رو وقف کنم، نه این که بشم کارمند گوزدونی و تهش گوز مثقال حقوق بذارن کف دستم و همه ی فردیت و هویتم و افکارم رو نابود کنن...اجازه نمی دم...

پ.ن: وقتی کسی می زنه تو حال آدم چطور باید مقابله کرد؟

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۸/۱۱
مجسمه ی متحرک

نظرات  (۲)

میدونی وقتی به اصطلاح مهندس شدم و رفتم توی بازار کار چی فهمیدم؟
فهمیدم مشکل ما مشکل مهندسی نیست، یعنی این که ما هنوز داریم پراید می سازیم، مشکل از مهندس های مکانیک نیست.هر سال بهترین مهندس های مکانیک و برق و شیمی و ... از همین شریف میاند بیرون.واقعا با استعداد و خلاق و کار بلدند.مشکل ما مشکل توی علوم انسانیه.نداشتن برنامه، سیاست درست، اقتصاد و مدریت.
ما به جای این که بیش تر نخبه هامون توی رشته های علوم انسانی تحصیل کنند، توی مهندسی و پزشکی سر گردونند.
هنر هم مثل همه ی اون هاست.
کسی بهش بها نمیده، 
مردم عادی هم که دنبال بدبختی های خودشونند.
پاسخ:
علاوه بر حرفای درستت، بسیاری از اساتید علوم انسانی ما نگاه و روش درستی ندارن که اونم جای بحثه...
هنر هم که متاسفانه شده اسباب خودنمایی 
۱۲ آبان ۹۵ ، ۱۳:۵۵ فرید صیدانلو
مام داریم هنر کار میکنیم
و تو این مملکت هرروز بیشتر از دبروز دارن سنگ میندازن
زنده ایم کسی دوسمون نداره
همه با مرگ عزیز میشن
پاسخ:
امیدوارم حداقل بعد از مرگ عزیز شیم!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی