فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...
این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...
نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...
نظراتتان را با گوش جان می شنوم...

آخرین مطالب

تو روح این شهر

چهارشنبه, ۳ آذر ۱۳۹۵، ۰۴:۰۲ ب.ظ

واقعاً می خوام برم تو غار زندگی کنم...خسته شدم از این ترافیک تخمی و مزخرف این شهر خراب شده...صبح می زنی بیرون ترافیکه...ظهر می زنی بیرون ترافیکه...شب می زنی بیرون ترافیکه...واقعاً تو این شهر بیشتر از این که توی مقصد باشی همش تو راهی...

ترافیک پیاده رو هم مشکلی است از مشکلات عدیده...وقتی توان پیاده روی بدبخت در حد رد شدنِ یه الاغه و نه دوتا آدمی که دوش به دوش هم دارن راه می رن...

من تند راه می رم و اگه یکی جلوم با سرعت حلزون زخم خورده راه بره واقعاً رو مخمه...

اونوقت یه سری شاسکولِ سبک مغز این ترافیک براشون تفریحه و یه بولوارو سی و دو بار دور می زنن...

خدایا چرا این چیزا باید کارکرد تفریحی پیدا کنن؟!!

کنج خونه بهترین جائه...از هر نظر...از گزند این مردمی که به خودشون  اجازه می دم با نگاهشون، کلامشون، رفتارشون و حرکاتشون به حریم خصوصی و عقایدت تجاوز کنن در امانی...از کسایی که به خودشون جرئت می دن که بگن "ما می فهمیم، شما حالیتون نیست" و ما باید براتون تصمیم بگیریم...از شعارهای لج درار بیلبوردها و دیوارها...

خسته م...دلم دیوار بی نقشِ غارها رو می خواد...وقتی خیلی چیزا هنوز مسئله نبود...شعاری هم نبود...

پ.ن: چرا موتوریا فکر می کنن چون موتورین می تونن خلاف جهت بیان؟

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۵/۰۹/۰۳
مجسمه ی متحرک

نظرات  (۴)

۰۳ آذر ۹۵ ، ۱۶:۰۷ علیرضا غفاری
من فکر کنم 
جنگل بدن بنی بشر بهتر از کنج خونه باشه
۰۳ آذر ۹۵ ، ۱۶:۰۸ علیرضا غفاری
من فکر کنم 
جنگل بدون بنی بشر بهتر از کنج خونه باشه
به ما هم سری بزنید
پاسخ:
جنگل بدون بنی بشر هم خوبه ولی ماشاالله به جزیره آدم خورا هم رحم نکردن
امروز تو اتوبوس بودم. چند تا دختر اون پشت آروم میگفتن و میخندیدن. دو تا پیرمرد پشت سر من هی اونها رو نگاه میکردن و میگفتن: این از بی عاری مردم هست (که اینها هی میخندن). دیگه مردی نمونده. حرف هاشون هم هیچ خنده دار نیست!!!
میبینید. دوزنده و بافنده زیاد داریم.
هر جا برید همین آش هست و همین کاسه.
پاسخ:
آره. قضاوت زیاده. مثل حاج خانومایی که به حجاب دخترا تو مترو گیر می دن
۰۴ آذر ۹۵ ، ۱۷:۵۸ اینجانب ..
مردم که به خودشون هر اجازه رو دادند متاسفانه
نوشته ها که همش حرف چرت زده رو بیلبوردها
پاسخ:
از چرتم اونورتر

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی