فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...
این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...
نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...
نظراتتان را با گوش جان می شنوم...

آخرین مطالب

دختران دانشگاه بروی بی هدف

يكشنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۵، ۱۲:۵۴ ق.ظ

درسته...طی چند سال اخیر دخترا به دانشگاه راه پیدا کردن و دانشگاه رو تسخیر کردن و تعدادشون به مراتب از پسرا هم بیشتر شده...دمشون هم گرم...این قدم بزرگیه در مقایسه با زمانی که مدرسه رفتن دخترا معادل خرابی و بدکاره بودن پنداشته می شد...زمانی که سرشون رو از پنجره ی خونه می کردن بیرون یک پس گردنی از جانب پدر جان یا برادر جان دریافت می کردن...

اما واضحه که صرف دانشگاه رفتن دلگرم کننده نیست و تعداد بیشتر دخترای دانشجو نسبت به پسرا لزوما معنیش این نیست که دخترا با انگیزه تر از پسرا شدن و هدفی برای خودشون تعریف کردن و در نهایت به شغل خوب و جایگاه اجتماعی بالا می رسن...نه!

نگاهی به اطرافمون می ندازیم...دختر جدی کم داریم حقیقتاً...دخترایی که بعد از تحصیلشون شغل خوب و جایگاه اجتماعی بالا به دست میارن...متاسفانه هنوز آقایون جدی که مصمم هستن که حرفی برای گفتن داشته باشن بیشترن...

صرف این که من بشینم سر کلاس و امتحانمم بیست بگیرم نتیجه مطلوب نمی شه...

همین اطراف خودم...دخترا تا ارشد هم می خونن، ولی حرفی برای گفتن ندارن و خیلیاشون یا ازدواج کردن و درگیر خونه داری شوهر داری شدن و "خداحافظ هدف" گفتن (البته اگر هدفی در کار بوده باشه) یا در نهایت یه شغل خیلی خیلی معمولی می گیرن و یه جایگاه معمولی...

همجنسای من متاسفانه دنبال این نیستن که کاری ارائه بدن یا حرف جدیدی بزنن...

نتیجه ی فارغ التحصیلیشون اینو نشون می ده که بعد مدتی می رن سراغ شوهر داری...تعداد اساتید زن خیلی کمه...تعداد زنان با مقام شغلی بالا و جدی خیلی کمه...تعداد زنان هنرمند و ادیب و غیره...

دانشگاه رفتن شده یه عادت اجتماعی...موجی که آمده و همه سوار بر اون شدن...دخترا هم خیلیاشون پیرو همین موجن و هدفی ندارن...خیلیاشون هدفشون اینه که حالا با لیسانس گرفتن فرصتای بهتری از جهت ازدواج کسب می کنن و موردهای بهتری برای ازدواج براشون پیش میاد...

چرا مارکس یک زن نبود؟ چرا نیوتن یک زن نبود؟ چرا فروید یک زن نبود؟ چرا کاندینسکی یک زن نبود؟ چرا داوینچی یک زن نبود؟ چرا حافظ یک زن نبود؟ چرا فردوسی یک زن نبود؟

چرا زنان نتونستن از یه حدی فراتر برن و امروز هم که راه برای آزاد اندیشی بازتر شده باز هم خودشون رو محدود کردن به خانه و شوهر و یه زندگی خیلی معمولی عاری از تفکر؟




موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۰۹/۱۴
مجسمه ی متحرک

نظرات  (۳)

۱۴ آذر ۹۵ ، ۰۱:۴۶ اینجانب ..
گاهی قوانین جامعه نمیذاره که خانم ها رشد کنند و سران این مملکت که هیچی .

پاسخ:
درست...اما چرا خود خانوما فرودستیشون رو باز تولید می کنن؟
سوال سختی هست و پاسخی سخت تر.
پاسخ:
چند جلد کتاب باید نوشته بشه
۱۵ آذر ۹۵ ، ۰۱:۳۴ اینجانب ..
شاید واسه اینکه با تفکر غلط بزرگ میشن
پاسخ:
این و خیلی چیزای دیگه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی