فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...
این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...
نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...
نظراتتان را با گوش جان می شنوم...

آخرین مطالب

بی سوادی خیلی ها...

يكشنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۵، ۰۹:۱۹ ب.ظ

یه استاد نقاشی داشتم که تا سه سال پیش باهاش کار می کردم..آدم خوش فکر و محترمیه انصافاً و خوبم حرف می زنه. اون زمانها حس می کردم چقدر این آدم دانشمنده و مسحور حرفاش می شدم! اما امسال از زمانی که رفتم کلاس بهترین استاد هنر ایران که اعتبار بین المللی داره و کتاب ها و ترجمه های زیادی داره و پژوهش های ارزشمندی رو انجام داده، دیگه اون آدم برام قابل قبول نیست و یه جور عقب گرده برام اگر که بخوام دوباره باهاش کار کنم...

اون آدم توی عمرش دوتا کتاب و فیلم هم ندیده (خودش می گفت من اصلا کتاب خون نیستم و تا حالا هم نشده فیلمی رو تا آخرش ببینم چون خوابم برده وسطاش!) حتی می تونم بگم آثار خیلی از

نقاشای بزرگ تاریخ رو ندیده و نمی شناسه...من صحبت یکی از آثار معروف "مارسل دوشان" رو کردم، تحت عنوان the fountain و گفت که من این کارو تا حالا ندیدم!

برای یه نقاش با این همه دبدبه کبکبه که این همه شاگرد زیر دستش هستن و آموزشگاهش رو می خواد مثلاً بین المللی کنه خیلی زشته که تاریخ هنر ندونه...

کلاً آدمیه که فکر می کنه خیلی درسته از هر جهت و راجب همه چیز اطلاعات داره...منشا چنین پنداری هم اینه که این آدم هیچ مطالعه ای نداره و فقط خودشه و افکار خودش...افکاری که خیلیاش مبنای منطقی درستی نداره و یک مشت ناآگاه رو به وجد میاره...بعضی حرفاش خوبه چون تجربه ی زیسته ی خودشه.

هرچقدر آدم بیشتر می بینه و می خونه و اطلاعات کسب می کنه بیشتر حس می کنه بی سواده و متواضع تر و متواضع تر می شه...اما این آدم چون نمی خونه و حاضر نیست کار دیگران رو ببینه در یه جور جهل مرکب به سر می بره. مطالعه ی کم...درد جامعه ی ما.

وقتی انقباض رو "انقباظ "می نویسه، وقتی حدس زدن رو "حدث زدن" می نویسه، وقتی می گه "استعمار" ریشه ش "امر" هست یعنی دستور دادن و به اطاعت وادار کردن! ( درست: استعمار ریشه ش عمر هست به معنی طلب عمران و آبادی)...وقتی توی صحبتا از واژه های عربی استفاده می کنیم با اون حالت پوپولیستی مسخره می گه بصری عربیه، بگین دیداری! من روم نشد بگم که خیلی از واژه هایی که ما در زبان فارسی داریم عربیه و ما هر روز داریم می گیم، حالا تو گیر دادی به این یدونه! اگر زبان عربی رو از فارسی بگیریم کاملا ناقص می شه...این ناسیونالیست بازیای پوچ چیه؟!

کلمه ی "عینی" رو توی صحبتم به کار بردم که سریع گفت "عینی عربیه، بگو دیداری"! گفتم منظورم از عینی چیز دیگریست!

عینیت به معنی دیداری نیست، عینیت (objectivity) که در مقابل ذهنیت (subjectivity) هست و در فلسفه و علوم مختلف معانی عمیقی دارن. عینیت یعنی امر واقع و بیرونی و گاهی به عبارتی اون چیزی که همگان بر سرش اجماع دارن و ذهنیت یعنی امر درونی. مفصله... و من هم گاهی فکر می کنم فهم این دو خیلی دشواره! اونوقت این آدم در مقابل این واژه ی عمیق که هیچ اطلاعی نداره از من خرده می گیره که عربیه!

غلط املایی برای کسیه که مطالعه نداره، ایستایی توی کار هنری برای کسیه که از تاریخ هنر و کارای معاصران و گذشتگان رو نمی بینه، نادانی از این درمیاد که فکر می کنی همه چیزو می دونی!

جالبه اون زمان مسحور حرفاش می شدم...ولی الان این حرفا برام مثل حرفای بالا منبریه...

می گفت از هرچیزی از من سوال کنی می دونم راجبش! فلسفه، عرفان، جامعه، انسان!

خواستم بگم این همه آدم کتاب ها نوشتن راجب این چیزا و صحبت ها کردن، تو محض رضای خدا به خودت زحمت دادی اسم یکیشونم نگاه کنی که اینو می گی! آدمای گنده تو این زمینه چنین ادعایی ندارن که توی می گی!

درسته که بخش زیادی از زندگی تجربه ی زیسته س، اما ندانستن خیلی چیزا باعث می شه توهم دانایی بگیریم...

به هر حال خوشحالم که اساتیدی سر راهم قرار گرفتن که پی به بی سوادی خیلی ها بردم...

پ.ن: در انتخاب ها دقت کنیم...وقتی صد در صد وجود داره نریم بچسبیم به بیست در صد.

پ.پ.ن: دیشب قرص اشتها خوردم، خواب آور بود، 12 ساعت خوابیدم و صبح منگِ منگ بودم.





موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۹/۲۱
مجسمه ی متحرک

نظرات  (۲)

ندانستن عیب نیست. اینکه نخوای بدونی عیبه.
بعضیا تو توهم دونستن گیر کردن.
پاسخ:
البته. و این که ندانی و ادعا داشته باشی بسیار زشت تر
۲۳ آذر ۹۵ ، ۱۹:۳۹ فرید صیدانلو
انکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابد و الدهر بماند
اصلا کسانی که کتاب نخوندن و عموما یک کتاب رو مورد پرستش (چون چیز دیگه ای رو نخوندن) قرار میدن ترسناک و غیر قابل اعتمادن.
من ترجیح میدم هیچ بحثی با این افراد نکنم
کتاب "غلط ننویسیم" خیلی خوب و اموزندس 

پاسخ:
آره فرید...منم سخته برام همکلام شدن باهاشون. جهان بینیشون کوچیکه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی