فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...
این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...
نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...
نظراتتان را با گوش جان می شنوم...

آخرین مطالب

آدمای پر توقع

جمعه, ۳ دی ۱۳۹۵، ۰۷:۴۵ ب.ظ

یکی از مشکلاتی که باهاش دست به گریبانیم در جهان اجتماعیمون، پر توقعی آدماس...

کافیه یکی یه کم بهت احساس داشته باشه، اونوقت یه اخم و یه پرخاش کوچیک می شه یه جنایتی در حد کشتار نسلی...

آدم گاهی به جایی می رسه که می گه همون بهتر که کسی منو دوست نداشته باشه تا گوش آسوده ای داشته باشم و مجبور نباشم بابت هر کارم جواب پس بدم...

چندش ترین آدما اون خاله خانباجی هایی هستن که نشستن ببینن که عروسی می گیره، کی مهمونی می گیره، کی می میره و...دعوتشون نکردن اونوقت برن خِر طرفو بگیرن که چرا منو دعوت نکردین...چرا فلانی خواست بره مکه خداحافظی نکرد؟

توی یه مقطعی از زندگیم تعطیلات عید و تابستون می رفتم یه کشوری و تقریبا مدام توی رفت و آمد بودم...اونجا بود که متوجه شدم که بی رحمانه باید به توقعات بچگانه و مزخرف دیگران جواب داد...به من می گفتن "داری می ری از فلانی و فلانی خداحافظی کن حتماً. یادت نره؟! توقعی هستن." منم به ناچار تن می دادم برای احترامی که قائل بودم...

ولی بدی داستان اینه که تو هم داری با این به اصطلاح "احترام گذاشتنت" به پرتوقعی خیلیا مشروعیت می دی و بازتولیدش می کنی...

چرا آدما به درجه ای از پوچی رسیدن که توجه دیگران رو گدایی می کنن؟؟؟ احترامی که به آدمای پر توقع گذاشته می شه هیچوقت واقعی و خالص نیست، معمولاً از سر انجام وظیفه س و برای بستن دهن اون شخصه...

توقع نداشته باشیم...اون کسی که واقعاً بخواد به ما احترام بذاره و توجه کنه خودش عمل می کنه...

پ.ن: این جمعه ی کسل کننده

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۵/۱۰/۰۳
مجسمه ی متحرک

نظرات  (۳)

۰۳ دی ۹۵ ، ۱۹:۵۳ مهندس بیکار
خیلی عالی بود؛ من درگیر این موضوع هستم الان.
پاسخ:
این موضوع تمامی نداره!
امان از این آدم های پرتوقع.
همین دیشب یه مورد اینچنینی داشتم. 
پاسخ:
بشتر از اون چیزی هستن که فکرشو می کنی
۰۴ دی ۹۵ ، ۰۰:۱۵ فاطمه (خط سوم)
این پست خیلی حرف دل من بود
اما من که دارم کم کم سعی میکنم بیخیال تر باشم و بیشتر برای. خودم زندگی کنم حتی اگر به مزاج دیگران خوش نیاد
پاسخ:
من بیخیال بودم و هستم...اما بعضی وقتا خسته کننده می شه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی