فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...
این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...
نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...
نظراتتان را با گوش جان می شنوم...

آخرین مطالب

خراب شده ی درون من

شنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۵، ۰۱:۵۵ ق.ظ

مثل مترسکی شدم که چهارتا چوب اونو سر پا نگه داشتن...

از من بپرسن مدرنیته چیه می گم اینه که تو هدفی برای خودت تعریف کنی و از صبح تا شب مثل خر بارکشیده دنبالش بدوی و در عوض احساسات و عواطف یادت بره (یعنی مجبور باشی که فراموشش کنی، چون اصولاً کسی نیست که بشه دوستش داشت). مدرنیته یعنی با کسی بری بیرون و دستتو بدی به دستش که درواقع قلبت باهاش نیست...مدرنیته یعنی بشینی رو به روی کسی که دود به دود سیگار می کشه و تو براش از آینده ی کِدِر و نامعلومت می گی...مدرنیته یعنی اشک های خشک شده ی روی بالشت...مدرنیته یعنی خنجر فعالیت های اجباری...

پ.ن: دلم می خواد صورتمو به صورتی که ته ریش داره آروم بکشم...اون سوزش جذاب و سکسیش... 

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۵/۱۰/۱۱
مجسمه ی متحرک

نظرات  (۲)

گند بزنن به هرچی مدرنیته.
این دوست داشتن ته ریش فقط مختص خانم ها نیست. به شخصه دیدم مردها هم ته ریش دوست دارن یعنی دوست دارن بهش دست بکشن. مثلاً به ته ریش دوستشون.
پاسخ:
کشیدن صورت به ته ریش یه چیز دیگه س...
۳۰ دی ۹۵ ، ۲۳:۴۶ فرید صیدانلو
به ریش چی؟ 
ریش مضحک و احمقانه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی