فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...
این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...
نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...
نظراتتان را با گوش جان می شنوم...

آخرین مطالب

اثر معکوس!

شنبه, ۱۸ دی ۱۳۹۵، ۰۴:۴۶ ب.ظ

هر دم از این باغ بری می رسد! بله!

اخیراً یکی از دوستای دوره ی کارشناسیم یه گروه تلگرامی درست کرده بود که چندتا از بچه های دوره ی ما توش بودن. یه پسره رو هم که یکی از دوستای دوره ی دبیرستانش بود رو هم آورد توی گروه. یک شب قبل شب یلدا بود که توی یه کافه جمع شدیم و اون پسره هم اومد و با این که بار اولش بود که همه ی مارو می دید اما خیلی صمیمی و آشنا بود...برام دلنشین بود...انگار چندین ساله می شناسمش...دست آخر موقع خدا حافظی همو بغل کردیم و بهم گفت در ارتباطیم.

همون شب برام موزیک فرستاد و باهم حرف زدیم، عکس نقاشیامو دید و خیلی خوشش اومد...چند روز بعدشم حالم بد بود باهم حرف زدیم گفت بیا باهم بریم بیرون من گفتم امروز حالم جالب نیست باشه یه روز دیگه...گفت باشه حتماً، روی کمک من حساب کن و خودتو ناراحت نکن...

یه هفته گذشت و این آقا و دوست من که یه دختر مثلاً خیلی تربیت شده س از گروه لفت دادن...دیشب کاشف به عمل اومد که این دوتا ریختن رو هم...

زننده بود...نمی گم اون پسر سهم من بود و دوستم از من قاپیدش...ولی هر دوتاشون از چشمم افتادن و دوستم با اون همه دبدبه کبکبه به نظرم یه دختریه مثل خیلی از دخترای هرز دیگه...

شاید هم اون جناب دیده از من آبی گرم نمی شه رفته سمت اون...

مهم نیست...

انقلابی درونی در من رخ داد! صبح بعد مدتها رفتم استخر و سه ساعت شنا کردم...

همه ی کارامو قراره با جدیت تمام پیش ببرم...و الان حالم خوبه خوبه!

خوشحالم که آدمای تفاله دارن از زندگیم می رن بیرون!

خیلی از اتفاقات رو باید به فال نیک گرفت!

این هم  از اثر معکوس!

پ.ن: هر وقت دیدید یه دختر و یه پسر از گروه لفت دادن بدونین احتمالاً ریختن رو هم!



موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۵/۱۰/۱۸
مجسمه ی متحرک

نظرات  (۲)

همینطوره. آدم باید زباله ها رو از خودش دور کنه.
منم تو ماه های اخیر یکسری از دوستامو که حکم آشغال و زباله داشتن رو برای همیشه از زندگیم انداختم بیرون.
پاسخ:
خیلیم کار نیک و پسندیده ای کردی
۱۹ دی ۹۵ ، ۱۴:۱۳ • عالمه •
حالا چرا فقط صفت هرز رو واسه دختره در نظر گرفتی؟! احتمالا پسره از ایناست که با همه صمیمی و گرمه. از اونایی که دوست‌دختر دارن و به دوستِ معمولیشون نمیگن که GF دارن. بعد با دختره میخوابن. وقتی گندِ ماجرا درمیاد میگن تو دوستِ دوست‌داشتنی من هستی!!
خیلیا از آدما این مدلی زندگی می‌کنن. حالا چه طبیعتشون اینطوریه، چه افکارشون، چه از روی تنوع طلبی این کارا رو میکنن. سبک زندگیشون اینه.
تنهایی یه درده، بودن با آدما 1000تا.
پاسخ:
با جمله ی آخرت موافقم. هرزه رو برای اون شبه دوست به کار بردم چون بیشتر از دست اون عصبانیم تا پسره.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی