فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...
این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...
نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...
نظراتتان را با گوش جان می شنوم...

آخرین مطالب

انبساط خاطر

سه شنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۵، ۰۲:۴۱ ق.ظ

امروز یک نمایشگاه نقاشیِ یه نقاش با سابقه و پیشکسوت رو رفتم که حقیقتاً بی نظیر بود. نقاش طبیعت رو ترسیم کرده بود، اما نه به معنای عرفی، بلکه کاملاً با شیوه ای انتزاعی...

ایجاز، آرامش و کمپوزیسیون محکمش که مو لای درزش نمی رفت از خصوصیاتش بود. 

انقدر خوب بود که دلم نمی خواست بیام بیرون...

گاهی فکر می کنم این آدما کجا و این آدمایی که در حد لاشِ کفِ جوبن کجا...

مهم نیست...بی نهایت خوشحالم و احساس سبک بالی می کنم و تمرکز بیشتری دارم روی کارام چون آدمای مزخرف و بد نیت گورشون رو گم کردن از زندگیم بیرون.

راه روشنه و باز...مطمئنم...باید رفت جلو.

اینجاس شاعر می گه:

You've gotta just keep on pushing

Keep on pushing 

Push the sky away

"Nick cave"


موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۱۰/۲۱
مجسمه ی متحرک

نظرات  (۱)

خوش به حال کسی که هنری داره و آفریننده هنر هست.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی