فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...
این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...
نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...
نظراتتان را با گوش جان می شنوم...

آخرین مطالب

آدمای موفق

جمعه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۵، ۰۱:۱۷ ق.ظ

هر وقت از راهی که دارم می رم احساس ناامیدی می کنم و حس می کنم توش موفق نمی شم می رم زندگی نامه ی آدمای موفقو می خونم که توی راهشون چقدر سختی کشیدن و از اول موفق نبودن و بارها شکست خوردن...

به گفته ی خودشون تنها چیزی که اونارو توی راهشون نگه داشت یک کلمه بود "اصرار"...اصرار و پافشاری روی کاری که می خوان انجام بدن و ایمان دارن بهش...

"والت دیزنی" که زمانی توی یه دفتر نشریه کار می کرده بخاطر نداشتن خلاقیت و ایده از اونجا اخراج می شه!

"فروید" هم زمانی که نظریاتش رو در باب روان کاوی در زمانه ی خودش مطرح کرد، جامعه ی علمی اون زمان اونو به تمسخر گرفت و اساساً جدیش نمی گرفتن...

رمان "بر باد رفته" توسط سی و هشت تا نشریه رد شد تا آخر سی و نهمی قبول کرد چاپش کنه.

نویسنده ی کتاب هری پاتر "j.k Rowling"، وقتی که دوران افسردگیش رو طی می کرده شونزدهمین نشریه ای که بهش مراجعه می کنه قبول می کنن که چاپ کنن داستاناش رو و اون زمان صاحب نشریه بهش می گه ما داستانات رو چاپ می کنیم برات، ولی تو هم به فکر یه شغل دیگه برای خودت باش چون اساساً پول توی نویسندگی داستان های کودکان نیست... ولی الان میلیاردره...

و خیلی های دیگه...

امروز خسته از راه رسیدم...اون تردیده اومد جلوی چشمم...سریع رفتم دوباره سرگذشت این آدمارو خوندم و حس کردم هنوز چیزی به بن بست نرسیده...

پ.ن: مدتیه دلم آغوش نمی خواد. همین تنهایی بهتره.

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۵/۱۱/۲۹
مجسمه ی متحرک

نظرات  (۳)

۲۹ بهمن ۹۵ ، ۰۱:۳۸ آموزشی-تفریحی
ممنون از مطالبتون
پاسخ:
خواهش می کنم
۲۹ بهمن ۹۵ ، ۰۱:۵۱ فرید صیدانلو
خستگی 
واژه عجیبیه و کلی معنی رو توش جا میده
نخواستن اغوش از خستگی نرسیدن به معشوقه
پاسخ:
درسته کاملاً
خوب شکست هم حدی داره و ظرفیت آدم ها خیلی متفاوت.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی