فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...
این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...
نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...
نظراتتان را با گوش جان می شنوم...

آخرین مطالب

تبعیض جنسیتی و سفر کردن!

جمعه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۵، ۰۸:۰۷ ب.ظ

هیچوقت نتونستم و نمی تونم تبعیض تبعیض جنسیتی رو برای خودم عادی و طبیعی جلوه بدم و خودمو قانع کنم...کاری که خیلی از دخترا و زنای مملکتم انجام دادن...

دو روز پیش بود که یه آن حسرت یه پسریو خوردم که هشت سال از من بزرگتره و با یکی از دوستاش رفته سفر آرژانتین.

اون پسر برای رفتن به چنین سفری نجنگیده، بلکه خیلی راحت با پولی که داشته با دوستش هواپیما سوار شده و رفته.

اما منِ دختر چی؟؟؟ باید چندین نفرو قانع کنم تا بتونم چنین تصمیمی رو بگیرم... و باید انقدر بجنگم تا ثابت کنم که من یه دخترم...فقط یه سوراخ نیستم که هرکی از راه می رسه انگشت کنه توم و بعد نابود بشم! من همیشه احتیاج به مراقبت و سرپرست ندارم...من می تونم خیلی جاها از پس خودم بربیام و واقعاً هیچ فرقی با یه پسر ندارم!

فرهنگ ما دخترا رو وابسته و بی اعتماد به نفس تربیت کرده، آدمایی تربیت کرده که جرئت اکتشاف و تنهایی قدم گذاشتن در ناشناخته ها رو نداشته باشن... و بهشون تحمیل کرده که حتماً یه جنس نر باید بالا سرتون باشه تا مبادا یه وقت بشکنین!

روی صحبتم با همه ی ایرانه: ما آسیب پذیر نیستیم! شما مارو آسیب پذیر فرض کردین و یک عمر اینجوری به ما معنا دادین و رفتار کردین!

یاد جوکی افتادم که چند سال پیش شنیدم... و هر جوکی نود بی شک درصدش واقعیته!

مسافرت رفتن دخترا:

یکیشون مهمونی دعوته نمیاد، یکیشون مریضه نمیاد، یکیشون خانواده ش اجازه نمی ده نمیاد، یکیشون با اون یکی قهره نمیاد. آخرشم نمی رن.

مسافرت رفتن پسرا:

تا کلمه ی مسافرت از دهنت در نیومده شلوارک و دمپایی لا انگشتی می پوشن و قلیونو می زنن زیر بغل، مشروبم که مَمد میاره!

من از این جوک اینو فهمیدم که درسته که به عنوان یه دختر ساختار اجتماعی و فرهنگ به ما سخت می گیره، ولی خیلی وقتا هم خودمون خودمون رو معذب می کنیم و در قید و بند قرار می دیم. هرگز نمی تونم با یه دختر که صبح بلند می شه و هفت قلم آرایش می کنه می ره بیرون همسفر بشم...هرگز نمی تونم با دختری که همش در حال "وای مامانم اینا وای اخ و پیف ،من پامو توی هتل زیر پنج ستاره نمی ذارم!" نمی تونم همسفر شم.

این جوک آزادی و رهایی پسرا رو نشون می ده...هم آزادی و رهایی درونی و هم بیرونی... همون چیزی که من دنبالشم...

برای همین خیلی وقتا دوست داشتم پسر بودم.

خوشحالم که می بینم تک و توک دخترایی هستن که تنهایی به سفر می رن و تجربیاتشون رو در اختیار دیگران قرار می دن. سایتی در این باره پیدا کردم که خیلی جالب بود و نکات خوبی رو گفته بود.

این هم راه منه، که باید مقدماتش رو فراهم کنم.



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۱۲/۱۳
مجسمه ی متحرک

نظرات  (۳)

تلاش در رسیدن به آنچه که بهش اعتقاد داری،میتونه به اندازه خد هدف شیرین باشه،برای آزادی هم باید تلاش کرد.
پاسخ:
بله. درسته
مدتی به فکرم رسیده بود با دوچرخه بزنم برم دور دنیا رو بچرخم. نشد.
دیدم خانم هایی که تنهایی رفتن مسافرت های بین قاره ای. دیگه داخل کشور بماند. البته همشون خارجی بودن.
پاسخ:
دخترای ایرانی ای هم هستن که شروع به این کار کردن. ولی خب هنوز توی ایران این پدیده نوظهوره و نیاز به جاافتادن داره.
تا همه به این باور نرسیم که زن و مرد هیچ فرقی با هم ندارن و برابرند و فقط از نظر جنس فرق دارند چیزی درست نمیشه.
متاسفانه جامعه و حکومت هم دختر رو محدود میکنه چه برسه خانواده.
و البته باید خانواده اول طرز تفکر در مورد برابری زن و مرد در هر زمینه ای رو درست کنه تا در مقابل  تفکر غلط جنگید.

نمیتونم بگم به امید ازادی و به انید درست فکر کردن چون هیچ امیدی بهش نیست. اما اگه شما امید دارید به امید اون روز که همه با هر تفکر و جنسیتی ازاد بیندیشند
پاسخ:
به قول یکی از اساتید از شکاف های قدرت باید استفاده کرد و نفوذ کرد!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی