فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...
این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...
نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...
نظراتتان را با گوش جان می شنوم...

آخرین مطالب

این روزها با این افکار

دوشنبه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۰:۲۱ ب.ظ

گاهی به این نتیجه می رسم که پشت هر تلخی و ناراحتی و تنهایی و دلسردی ای که می کشم یه جور آگاهی مثبت هست... یک چور تغییر مسیر و جور دیگر دیدن...

این بحران برای من تقریباً از خودِ بیست سالگی شروع شد، و تا به امروز ادامه داره و گاهی حس می کنم هی عمیق تر و عمیق تر می شه. یکی از دلایل این حالت اینه که تا 18-19 نوزده سالگی اساساً اونقدر توی جامعه نبودم و با افراد زیادی سر و کار نداشتم، همش با خونواده بودم و مدرسه و درس و فک و فامیل خودمون و چندتا کلاس هنری و زبان... فکر می کردم همه مثل خونواده ی خودم هستن در قبال من، دلسوزو واقعی...اما این سالا و برخورد و معاشرت با آدمای مختلف به من نشون داد که خوش بینی احمقانه م رو بذارم کنار و حواسم به واقعیتا باشه.

از یه ذهنیت غلط که "همه خوبن و همه چی گل و بلبله" و این که همه ی آدما اون چیزی هستن که می نمایند دارم میام بیرون و این بیرون اومدن دردناکه...مثل معتادی که داره موادشو ترک می کنه...اصولاً ترک هر چیزی و تغییر هر چیزی دردناکه...و اتفاقاً تغییر ذهنیت و تفکر از همه دردناک تر.

حافظ بی خود و بی جهت نمی گفت که "واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند/ چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند" و همچنین خیام که می گفت "آواز دهل از دور خوش است"... واقعاً همه ی اشعاری که سرودن ناشی از شناخت عمیقشون از مردم و شرایط اجتماعی ایران بوده.

و در آخر دارم به این فکر می کنم که چقدر نبود یه سری آدما خوبه...

پ.ن: امروز یه دختره توی مترو کفشمو لقد کرد انقد عذرخواهی کرد که من داشتم آب می شدم می رفتم تو زمین! کمن این آدما... و با دیدنشون یه جور کیف درونی احساس می کنم.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۲/۰۴
مجسمه ی متحرک

نظرات  (۱)

واقعا ادما همون چیزی نیستتد که نشون میدن متاسفانه .
ادما تا خود واقعیشون باشن و ظاهر و باطنشون یکی باشه خیلی فاصله ست.
هنوز ادمای هستن که به قول خودتون ادم با دیدنشون حال میکنه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی