فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...
این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...
نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...
نظراتتان را با گوش جان می شنوم...

آخرین مطالب

انتخابات

جمعه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۶:۵۹ ب.ظ

فارغ از این که رای می دیم یا رای نمی دیم و هر کدوم برای تصمیممون قطعاً دلایلی داریم که می تونه منطقی و یا غیر منطقی باشه، من به عنوان یک دختر توی جریان انتخابات گاهی به خیلی چیزا فکر می کنم...

زمان هایی بوده که زنان اصلاً حق رای نداشتن، و چندان هم زمان های دوری نبوده، چه توی ایران و چه توی کشورای اروپایی... سر حق رای آدمها مبارزه کردن و حتی کشته شدن...ساده به دست نیومده...

به نتیجه و اوضاع و شرایط کاری ندارم، ولی همین که به عنوان زن این حق رو توی این دیار دارم یه لبخند کمرنگی روی لبم می شینه...

به امید روزی که با آگاهی شر زن ستیزی برای همیشه کنده بشه...

دوباره ایران...

پ.ن: امروز روز روشنیه...

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۲/۲۹
مجسمه ی متحرک

نظرات  (۲)

اینکه من رای ندادم یکم غیر منطقیه و اینکه اصلا برام مهم نیست کی ریئیس جمهور بشه هم مهم نیست بازم غیر منطقیه
 :(
امیدوارم حکومت درست شه.
و امیدوارم برابری بشه.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی