فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...
این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...
نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...
نظراتتان را با گوش جان می شنوم...

آخرین مطالب

مطلبی که قرار بود موضوعش چیز دیگری باشد

پنجشنبه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۶، ۰۳:۳۰ ق.ظ

قرار بود پست امروزم رو به تجربه ی تست مدلینگم اختصاص بدم. مدل فشن و لباس نه. مدل زنده ی نقاشی، که می مونه برای فردا.

اما امروز پای عوضی هایی به تهران باز شد که به هیچ جای دنیا رحم نکردن و نمی کنن... 

کاش خدا رو یه جور دیگه ای می پرستیدن، کاش خدا رو توی کشت و کشتار و خون و تفنگ و بمب نمی دیدن...

راست می گن که خطرناک ترین چیز اینه که آدم نظام فکریش رو دست یه شخص یا سازمان خاصی بده...

ننگ بر تروریسم.


موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۶/۰۳/۱۸
مجسمه ی متحرک

نظرات  (۴)

۱۸ خرداد ۹۶ ، ۰۴:۱۶ پیمان محسنی کیاسری
یک سوال ازتون دارم که این سوال به هیچ عنوان چه مستقیم و چه غیرمستقیم هیچ‌گونه نقدی به شما یا وبلاگ شما نداره. تنها شنیدن پاسخش از فردی مثل شما برام مهمه.

اگر یک داعشی وبلاگی در بیان می‌زد و زندگی و اعتقاداتش رو می‌نوشت و با بازخوردهای منفی از طرف دیگران مواجه می‌شد؛ یا با دیدن همین پست شما ناراحت می‌شد و اون رو نوعی قضاوت و تجاوز به حریم افکارش می‌دید. واکنش شما به ایشون (چه از نظر عملی و چه از نظر ذهنی در افکارتون) چی بود؟

{باز هم تاکید می‌کنم که این متن هیچ‌گونه پیامی برای شما نداره. تنها می‌خواهم یک زاویه دید رو لمس کنم}
پاسخ:
می تونم این جواب رو بدم که درسته که هر عقیده ای برای خودش محترمه... اما بازم تبصره داره، نه هر عقیده ای.
اصلاً قابل قبول نیست که یکی بزنه این همه آدم بی گناه رو به کشتن بده و ایجاد رعب و وحشت کنه و در نهایت بگه عقیده ی من اینه! آزادی در عقیده و دیدگاه تا جایی محترمه که باعث آزار دیگری نشه.
۱۸ خرداد ۹۶ ، ۰۵:۴۹ فرید صیدانلو
اعتقاد بیش از حد باعث جنون میشه 
بترس ازونکه جای اینکه چندتا کتابو بخونه یه کتابو خونده (شک دارم) و بهش تعصب داره
پاسخ:
این که گفتی یکی از عواملشه و درسته. عوامل خیلی زیاد دیگه ای هم هست که باعث می شه آدما دست به این کارای وحشتناک دست بزنن.
۱۸ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۰۴ پیمان محسنی کیاسری
هممم
ممنون
پاسخ:
خواهش می شود
سرنوشت مردم یک جامعه درست شبیه به یک کشتیه ،
کسی نمیتونه به این بهانه که اینجا جای منه و حریم منه دست به تخریب و سوراخ کردن کشتی بزنه ،
و درمان این فلج ذهنی یا توسط زعیم مدینه یا مردم باید انجام بشه ،البته اگر هنوز راهی به درون ذهن وجود داشته باشه و مبادا که ذهن فردی هم توسط سیانور انتحار کرده باشه... 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی