فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...
این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...
نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...
نظراتتان را با گوش جان می شنوم...

آخرین مطالب

و اما...

چهارشنبه, ۲۴ خرداد ۱۳۹۶، ۰۳:۵۲ ق.ظ

بعد کلنجارهای بسیار و اظهار نظرهای متعدد و متنوع در باب اینجانب و افکارش...

امشب اعلام می کنم که عرضی ندارم!

تا فردا

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۳/۲۴
مجسمه ی متحرک

نظرات  (۱)

۲۴ خرداد ۹۶ ، ۰۳:۵۹ فرید صیدانلو
من همواره منتظرم
برای طلوعی تازه تر 
پاسخ:
مرسی واقعاً...مرسی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی