فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...
این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...
نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...
نظراتتان را با گوش جان می شنوم...

آخرین مطالب

چندتا از نقاشیام...

شنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۶، ۰۵:۱۷ ب.ظ

مدت ها بود که توی فکرش بودم که عکس چندتا از نقاشیامو بذارم. طبیعتاً تعدادشون خیلی زیاده. یه جورایی هم طی این مدت تغییرات محسوسی توی کارام ایجاد شده. تصمیم گرفتم عکس چهارتا از کارامو بذارم که دوتاشون مربوط به دوره های اول کارمه و دوتای دیگه شون متاخرتر هستن.

پ.ن: متاسفانه نور عکسا اصلاً خوب نیست. به بزرگواری خودتون ببخشید.






موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۳/۲۷
مجسمه ی متحرک

نظرات  (۴)

بسیار هم عالی ،
امکانش هست سبک و نام آثار رو هم ذکر کنید ؟
پاسخ:
ممنون. بدون عنوان هستن. سبکشون توی حیطه ی اکسپرسیونیسم انتزاعیه بیشتر.
موفق باشید
پاسخ:
مرسی...
چقدر خوبن اینا
آخری حالت یه کشتی رو داره 
پاسخ:
ممنون :)
۰۳ تیر ۹۶ ، ۱۵:۲۶ • عالمه •
قشنگن. دومی از پایین رو خیلی دوست دارم. 
پاسخ:
مرسی :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی