فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...
این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...
نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...
نظراتتان را با گوش جان می شنوم...

٦ تیر

سه شنبه, ۶ تیر ۱۳۹۶، ۰۲:۳۸ ق.ظ
گاهی آدم برای رسیدن به اون نداشته هاش باید خیلی از داشته هاش رو خوب ببوسه و بذاره کنار و بذاره بره...
موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۶/۰۴/۰۶
مجسمه ی متحرک

نظرات  (۱)

۰۶ تیر ۹۶ ، ۱۳:۲۱ • عالمه •
برای به دست‌آوردن چیزای جدید همیشه باید تاوان داد.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی