فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...
این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...
نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...
نظراتتان را با گوش جان می شنوم...

آخرین مطالب

سوالات

جمعه, ۱۳ مرداد ۱۳۹۶، ۰۱:۳۳ ب.ظ

تاحالا شده حس کنین که جوری دارین زندگی می کنین که انگار مُردین؟

تاحالا شده دلتون نخواد از اتاقتون و یا هر گوشه ی امنی که دارین تکون بخورین چون بیرون رو یه فضای تهوع آور و غیر قابل تحمل می دونین؟

تاحالا شده از معضلات و مسائلی که توی زندگی شخصی و اجتماعیتون هست شدیداً خسته بشین جوری که از حرف زدن راجبشون نه تنها تخلیه نشین بلکه احساس کنین اون دردا دو چندان شدن؟

تاحالا شده حرف زدن و استدلال کردن و تحلیل کردن براتون فرسایش محض بشه؟ جوری که ترجیح بدین حتی از کنار یه آتیش خانمان سوز هم با سکوت رد بشین و برین؟

تاحالا شده هیچکدوم از داشته هاتون به چشمتون نیاد؟ و چه بسا داشته هاتونو مزاحم و سد راه رسیدنتون به نداشته هاتون تلقی کنین؟

تاحالا شده از جبر جغرافیایی جوری مقعدتون بسوزه که نتونین توصیفش کنین؟

تاحالا شده بخواین پشتِ پا بزنین به خیلی چیزا و بگین گور بابای تعلقات و خاطرات و نوستالژی ها و عواطفم و بخواید برید جایی غیر از اونجایی که هستین؟

تاحالا شده نصف شب باشه و از شدت خوابالودگی چشماتون خشک شده باشه ولی یه نیروی مازوخیستی بیدارتون نگه داره و مجبورتون کنه که تا خودِ صبح کل ابعاد زندگیتون رو حلاجی کنین؟

تاحالا شده حس کنین جایی زندگی می کنین که مردمش هیچ ربطی به طرز تفکر و روحیاتتون ندارن؟

اینا می تونن علائم چی باشن؟ علائم این که یه سری چیزا به بن بست رسیده و باید راه و مقصدتون رو عوض کنین؟


موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۵/۱۳
مجسمه ی متحرک

نظرات  (۱)

اره خیلی وقتا خیلی از این موارد برای منم پیش میاد و چون خیلی هم احساساتی هستم زمان تحلیل کردنشون دوچندان میشه درد و تاثیر اون موارد...
همیشه توی این وقتا و توی بعضی موارد که کنترل کردنشون از دستم خارجه یا مینویسم در مورد مشکلاتم و یا مراقبه میکنم...
هرچند که نوشتن همه یجور تحلیل کردن محسوب میشه ولی بهترین راه برای اروم کردن ذهنه...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی