فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...
این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...
نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...
نظراتتان را با گوش جان می شنوم...

آخرین مطالب

گنده گوزی

سه شنبه, ۴ مهر ۱۳۹۶، ۱۲:۴۵ ب.ظ

گنده گوزی، عارضه ی رایج ما ایرانیان که در هر صنفی هم به وفور دیده می شه. از هنرمند عکاسش گرفته تا بقالی سر کوچه. کسی که میاد می گه همه خرن از دم و هیچکس هیچی حالیش نیست و فقط من حالیمه و میاد داستانایی سرهم بندی می کنه که تهش این درمیاد که "همه تو کف نبوغ و دانش و مهارت منن"، بدونین که نه تنها هیچ گهی نیست بلکه از کمبودهای جدی روحی و روانی رنج می بره و می خواد این عقده های خودشم به شما منتقل کنه.

خسته م، از این دارالمجانینی که یه مشت آدم با ذهن و درون مسموم دارن توش زندگی می کنن. خداوکیلی یه کم به خودتون بیاین و دست از این ناسیونالیست بازی های مزخرف بردارید و از تمدن ٢٥٠٠ ساله ی کوروش و داریوش حرف نزنید... ما جداً مشکل داریم و هیچی هم برای افتخار کردن نداریم. خودمون باید خودمونو بکشیم بالا با تلاش خودمون نه این که بشینیم کنج خونه و تو خریت خودمون بمونیم و به تمدن قدیممون (که هیچ جای افتخار هم نداره) ببالیم. الانو دریابیم.

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۰۴
مجسمه ی متحرک

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی