فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...
این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...
نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...
نظراتتان را با گوش جان می شنوم...

آخرین مطالب

زنان عربستان

دوشنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۶، ۰۱:۴۵ ب.ظ
چند روزیه که برای زنان عربستان رانندگی آزاد شد و من بعد از شنیدن این خبر احساس کردم خواهرای نداشته م به یه پیروزی بزرگ دست پیدا کردن و قلباً براشون خوشحال شدم. یاد ویدئویی افتادم که چند سال پیش یه زن عرب از خودش منتشر کرد در حالی که داشت رانندگی می کرد و همون ویدئو باعث شد که روانه ی زندان بشه. اون زمان با دیدن اون ویدئو، با این که هنوز می دونستم راه درازی در پیش دارن برای رسیدن به این حق، بازم خوشحال شدم، چون اون زن خطر کرد و در حد خودش سعی کرد یه ناممکنی رو ممکن کنه و به همجنسان خودش آگاهی ببخشه. آگاهی ای که پیش شرط به دست آوردن هر جور آزادیه.
حالا این حق رو بلاخره به دست آوردن و این مدت هم توی شبکه های اجتماعی عکس ها و فیلم های زیادی دست به دست شد در این مورد. فیلمی که در اون مردای عرب زنان و دخترانشونو از ماشین می کشیدن بیرون به زور و نمی ذاشتن رانندگی کنن... و در مقابلش عکسای سلفی دسته دیگه ای از مردای عرب که با یه لبخند پهن و دلنشین روی صندلی کمک راننده نشستن و زنشون یا خواهر یا مادرشون در حال رانندگیه. مسلماً برخوردی که توی اون ویدئو با برخی زنان شد قابل پیش بینی بود. هیچ اصلاحاتی یکباره و یکدفعه صورت نمی گیره و جامعه ی مردسالار دینی و سنتی عربستان هم یک شبه تغییر نمی کنه و تبدیل به مهد آزادی زنان نمی شه. قطعاً نیاز به زمینه سازی و فرهنگ سازیه تا اون آزادی مورد پذیرش واقع بشه.
و اما اون عکس های سلفی مردان در کنار زنان عرب در حالی که زنان می رونن چطور؟ این به وضوح نشون می ده که جامعه ی عربستان یک جامعه ی یک دست نیست و همه ی مردانشون از دم "متعصب و جاهل" نیستن و هستن مردانی که از این آزادی زنان استقبال کردن. اصولاً هیچ جامعه ای یک دست نیست و در اون اندیشه ها و رفتارهای متفاوت و متنوعی دیده می شه. این که ما عربستان رو مهد سرکوب و افراط بدونیم غلطه... این محصول بازنمایی رسانه هاس که یه جامعه رو جور خاصی به مخاطبان نشون می ده و مخاطبان هم چون شناخت کافی از لایه های مختلف اون جامعه و فرهنگش ندارن به یه تفکر "صفر و یکی"، "همه یا هیچ" و یا "سیاه و سفید" دست پیدا می کنن که غلطه غلطه غلطه! این ناشی از ناآگاهی و عدم شناخته که بگیم "همه ی مردان اون جامعه از دم خر متعصبن" و یا "همه ی مردان اون یکی جامعه از دم روشنفکر و آزادمنش هستن". توی ناف خود دانمارک هم فرد متعصب پیدا می شه ولی به شیوه و سبک و سیاق متفاوتی. این کلی نگاه کردن و سیاه و سفید دیدن متاسفانه توی همه ی ملت ها دیده می شه و معدود افرادی هستن که این نگاه رو به واسطه ی مطالعات و تحقیقاتی که داشتن کنار گذاشتن و واقع بینانه به جوامع نگاه می کنن. رسانه ها عموماً منبع خوبی برای شناخت لایه های مختلف یک جامعه و دادن یک نگاه واقع بینانه به ما نیستن، چرا که جانبدارانه و سیاسی هستن.
یادمه یکی از استادام که یه خانوم بسیار باسواده به یه کشور اروپایی رفت و توی یه کنفرانس سخنرانی کرد. بعد از سخنرانی خیلیا ازش پرسیدن "مگه شما خانوما توی ایران اجازه دارین درس بخونین؟!!"
بله! تا این حد نگاه یه غربی به یه شرقی فرودستانه و احمقانه و کلیشه زده س! چرا؟ چون اطلاعات درستی از جامعه ی ما نداره و زحمتی هم نداده به خودش که کمی از ایران و سایر کشورای شرقی بدونه و فقط اکتفا کرده به رسانه ها.
کلیشه ها رو کنار بذاریم و خودمون بریم به دنبال واقعیت... مسلماً واقعیتی از جنس دیگر و خلاف تفکرات قالبی ما ما رو شگفت زده خواهد کرد.

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۱۷
مجسمه ی متحرک

نظرات  (۱)

۱۷ مهر ۹۶ ، ۲۲:۱۰ اینجانب ..
چشمها را باید شست جور دیگر باید دید.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی