فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...
این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...
نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...
نظراتتان را با گوش جان می شنوم...

معانی مختلف بدبختی

شنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۳۷ ق.ظ
به اندازه ی تعداد آدمای روی کره ی زمین معنی و مفهوم برای بدبختی وجود داره. 
بی پولی، بی کاری، بلاتکلیفی، بی یار و همدمی و... می شه گفت تقریبا هر چیزی که با پیشوند "بی" و "بلا" بیاد که نشونه ی فقدانه معنی بدبختی رو در درون خودش داره... حالا، شدت و ضعف داره.
نشستم دارم به این فکر می کنم که آیا الان کلید حل مشکلات من الان یه رابطه ی عاطفی درست حسابی و آدمیزادیه؟ یا به اصطلاح دوستان روان شناسمون که نون بدبختی مارو می خورن و جای جامعه شناسا رو تنگ کردن با جفنگیاتشون باید به "خودسازی" پرداخت تا خودت رو خوب بشناسی تا بعداً به یه رابطه ی خوب وارد شی؟ نمی دونم... واقعیتش اینه که نمی دونم. 
بله، اونایی که خر تو صورتشون چس نمی زنه و قیافه ی دوزاری دارن تو رابطه ن، اونایی که قد گاوم سواد و شعور ندارن تو رابطه ن، اونایی قد سیفون مستراحم ابراز احساسات و علاقه بلد نیستن توی رابطه ن، اونایی که هر لحظه مثل کفش و لباس دوست دختر/ پسر عوض می کنن هم توی رابطه ن...نوش جونشون، ما بخیل نیستیم.
فعلاً قسمت ما یه مشت آدم "غیر دلخواهه". 
نشستم روی مبل و خونریزی شدید ماهیانه دمار از روزگارم درآورده، احتمالاً این پست رو بیشتر از این که خودم نوشته باشم هورمونام نوشتن.


موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۸/۲۰
مجسمه ی متحرک

نظرات  (۱)

۲۱ آبان ۹۶ ، ۱۹:۰۷ معلوم الحال
خودتون رو ناراحت نکنید
سلامتی همه سینگلا
پاسخ:
سلامتی :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی