فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...
این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...
نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...
نظراتتان را با گوش جان می شنوم...

آخرین مطالب

شایان و بهناز

سه شنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۶، ۰۲:۰۴ ب.ظ

* اسامی مستعار هستن.

شایان سی و دو سالشه و حدود یک ساله رفته استرالیا تا دکترای جامعه شناسیش رو بگیره. بهناز هم دوست دخترشه که به تازگی لیسانس فلسفه ش رو گرفته و اونم رفت استرالیا و به شایان ملحق شد. اینا سه ساله که باهم دوستن و جفت همن. من حدود دو سال اینارو توی یه موسسه ای که مستند اجتماعی پخش می کرد می دیدم و اینستاگرامشون رو هم دنبال می کنم، ولی هیچوقت هیچ حرفی باهاشون نمی زدم به غیر از سلام علیک عادی. البته با شایان چند بار سر یه همکاری ای توی یه سایت تلفنی حرف زدم که حرفامونم تا جاهای جالبی هم رفت... بگذریم.

بهناز مصداق دختریه که می خواد بگه من خیلی انتلکتم، من خیلی متفاوتم نسبت به بقیه و می فهمم چون فلسفه خوندم. 

بهناز کاملا وابسته به شایانه و همه ی زندگی و خوشیش بستگی داره به وجود شایان. چیزی که برام سواله و جالبه اینه که این آدمی که انقد به گفته ی خودش توی فلسفه غرقه و خودشو انقد بالا می بینه و انتلکت بازی درمیاره چطور استقلال شخصیت خودش رو گرفته و "ذوب در شایان" شده؟ شایان چه بره استرالیا، چه بره نروژ، چه بره توی سوریه و عراق و افغانستان بجنگه، چه بمونه ایران، چه.... بهناز تابع اونه و می ره همونجایی که شایان رفته. خودشو صاحب انتخاب نمی دونه و اصولا "شرایطی" و "میلی" برای خودش قائل نیست، شرایطش کاملا مساوی با شرایط شایان و گره خورده به اون. اینستاگرام بهنازو که ببینی هیچ عکسیش تنها نیست و اگرم عکسی از غذا یا در و دیوار یا جایی بذاره بازم در ارتباط با شایانه. 

 تا جایی که عقل کوچیک من قد می ده "روشنفکری" و "فیلسوفی" با مقدس دونستن و پرستیدن یه آدم در حد یه بت و گرفتن استقلال شخصیت با دستای خود آدم چندان باهم سازگاری نداره. نمی دونم شاید واقعا من اینجور روابطو درک نمی کنم یا شاید اون آدمی که عاشقش باشم رو هنوز پیدا نکردم و اگر پیدا کنم شاید تبدیل بشم به آدمی که بهناز باید پیشم لنگ بندازه. اما چیزی که می دونم اینه که همیشه برام گره زدن زندگیم به یه نفر، یه مکان، یه کار و... برام وحشتناک بوده و هست. 

ناگفته نماند، شاید رمز ماندگاری رابطه و صمیمیت و جذابیتش کون لیسی دختر از پسر باشه. کاری که بهناز داره می کنه.مرد ایرانی اصولا کون لیسی رو می پسنده، مهم نیست هرچقدرم جامعه شناس باشه یا فیلسوف... تهش مرد ایرانیه با همه ی اون خصوصیاتی که هممون می دونیم.

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۸/۳۰
مجسمه ی متحرک

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی