فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...
این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...
نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...
نظراتتان را با گوش جان می شنوم...

٩٧ هم از راه رسید

سه شنبه, ۲۹ اسفند ۱۳۹۶، ۰۷:۵۶ ب.ظ

سال نوی همتون مبارک، امیدوارم سالی باشه که کمتر مطالب منفی اینجا بنویسیم و از شادیا و تجارب خوبمون بنویسیم! 

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۱۲/۲۹
مجسمه ی متحرک

نظرات  (۳)

۲۹ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۳۶ پیمان محسنی کیاسری
سال نو شما هم مبارک باشه.
من هم امیدوارم.
پاسخ:
تشکر.
سال نو شما هم مبارک
امیدوارم به هدفاتون برسید
پاسخ:
ممنون از شما. به همچنین.
۲۹ اسفند ۹۶ ، ۲۲:۵۸ معلوم الحال
ایشالا ایشالا :)
به این امید که ستاره وبتون بیشتر از اینا روشن بشه برامون 
پاسخ:
ایشالا ستاره ی دلت روشن بشه.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی