فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...
این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...
نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...
نظراتتان را با گوش جان می شنوم...

یک خرداد، روز آشتی با بدن

چهارشنبه, ۲ خرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۴۶ ق.ظ

این روز روز مخصوص به خودمه، همین امروز نام گذاری کردم، روز آشتی با بدن و بردن لذت کامل. افتخار می کنم که شجاعت و جسارت اینو داشتم که بدنمو آزاد کردم. بدن من برای خودمه به کسیم ربطی نداره.

موافقین ۱ مخالفین ۱ ۹۷/۰۳/۰۲
مجسمه ی متحرک

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی