فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...
این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...
نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...
نظراتتان را با گوش جان می شنوم...

تشویش و پژوهش

سه شنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۷، ۰۹:۰۲ ب.ظ

توی پروژه م دچار تشویش فکری و درونی شدم. به تناسخ می شود با‌ور داشت یا نه؟؟؟

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۲۹
مجسمه ی متحرک

نظرات  (۱)

۰۱ آذر ۹۷ ، ۱۲:۱۱ • عالمه •
نمی‌دونم. و به نظرم اهمیتی هم نداره.
پاسخ:
من اولش خیلی بهم ریخته شدم در این مورد ولی الان به نظر منم اهمیتی نداره.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی