فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...
این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...
نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...
نظراتتان را با گوش جان می شنوم...

از مینی ژوپ تا چادر (و بالعکس)

چهارشنبه, ۷ آذر ۱۳۹۷، ۰۹:۵۵ ب.ظ

یه واقعیتی که راجب بعضی دخترا وجود داره اینه که وقتی ازدواج می کنن، حالا با توجه به این که خونواده ی پسره مذهبی باشن یا غیر مذهبی، اون خانومم پوشش رو تغییر می ده. دختره اگه سر کون لخته، اگر با پسری که مذهبیه و خونواده ش مذهبین ازدواج کنه از بکینی و مینی ژوپ یهو می رسه به چادر و چهارتا رو بنده. اگر هم مذهبی باشه و محجبه با یه پسری از خونواده غیر مذهبی ازدواج کنه پستوناشم می ندازه بیرون یهو. (البته تجربه ثابت کرده که حالت اول بیشتر اتفاق میفته).

من به حجاب و بی حجابی کار ندارم. به این که کدوم خوبه یا کدوم بده کاری ندارم. من به افراد محجبه ای که از اول تا آخر زندگیشون محجبه بودن احترام می ذارم و همچنین به افراد بی حجابی که از اول بی حجاب بودن و تا به امروز هم بی حجابن احترام می ذارم.

مشکل من با بوقلمون صفتی و حزب باد بودنه. این که بخاطر ازدواج و شوهر آدم باورها و اعتقاداتش و در کلام خودش رو زیر پا بذاره. دوست عزیز من، یه کمی برای خودت احترام قائل باش و انقد رنگ عوض نکن. خودت باش و برای رسیدن به شوهر دست به هر ابتذالی نزن. اگه بی حجابی کسی که واقعا عاشقت باشه همینجوری که هستی قبولت می کنه و دوستت داره، و همچنین اگر محجبه ای اگر کسی واقعا دوست داشته باشه همین حجابت رو قبول می کنه. پس عن بازی درنیارید و خودتونو به کثافت نکشید بخاطر ازدواج با هر بی سر و پایی.

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۰۹/۰۷
مجسمه ی متحرک

نظرات  (۱)

دعوتی به وبلاگم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی