فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

فریادهای یک مجسمه

نظاره گری که دیگر نمی خواست نظاره گر باشد

این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...
این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...
نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...
نظراتتان را با گوش جان می شنوم...

۱ مطلب در تیر ۱۳۹۷ ثبت شده است

برگشتم...

جمعه, ۸ تیر ۱۳۹۷، ۰۸:۰۳ ق.ظ
اولین بار بود که دلم نمی خواست برگردم. همیشه برای برگشتن به ایران یه امید و ذوقی داشتم، اما این امید و ذوق خیلی خیلی کمرنگ شده. راجع به سفرم بیشتر خواهم نوشت.
۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۸ تیر ۹۷ ، ۰۸:۰۳
مجسمه ی متحرک